«هه هه قوانین! عجب!» نمی خواهم به حرفش ادامه دهد و از این بابت رشته ی کلام را، به همان معنی واقعی خودش، حالا هر چه که… Read more “5”
Tag: relationship
4
تق تق کسی در میزند. نویسنده روی صندلی پشت میز شیشه ای که از آن برای همه کار استفاده میکند نشسته و مشغول حرف زدن پای تلفن… Read more “4”
3
شما و سایلتو نو از روی میز بر میدارید؛ ساعت، سوئیچ، پاوچ تنباکو، و بطری های نوشیدنی را هم جمع میکنید و در ساکی که حالا خالیست… Read more “3”
2
Switch, swatch, swatch! I can switch and I can swatch!” I can hear her repeating that out loud and fast and making noise in the bath. I… Read more “2”
1
یه استاد ادبیات داشتم تو دانشگاه میگفت خانوم فلانی قراره به نویسنده ی بزرگ بشه در فلان شهر بزرگ دنیا من به هیچ عنوان نمیدونم چرا قرار… Read more “1”